X
تبلیغات
عشق من عاشقتم

عشق من عاشقتم

برمودای جنون است دل سپردن به تو


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1391ساعت 1:18 توسط "محمد و لیلا"| |


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه یکم تیر 1391ساعت 12:28 توسط "محمد و لیلا"| |

ای زیبا ترین ترانه ی هستی ، بدان که شب میلادت

برایم ارمغان خوبی ها و زیبایی هاست

پس ای سر کرده ی خوبی ها میلادت مبارک . . .


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد 1391ساعت 22:53 توسط "محمد و لیلا"| |

 

دیدار رخت یک دم ، دانی چه صفا دارد ؟ 

دولت بود ای ساقی ، از بس که بها دارد

گیسوی سمن بویت ، مجنون زمانم کرد

لیلـی ، نگهـت بر مـن بسـیار دوا دارد   

 -- ثمین --

نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 17:12 توسط "محمد و لیلا"| |

با تو بودن برايم بهترين لحظات زندگي است


ومن وجود پر مهر و سرشار از عشق تو


را در كاشانه قلبم به وضوح ميبينم


ومي دانم با تو ميشود به خدا رسيد


سالگرد ازدواجمان مبارك بر هر دومان...

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آبان 1390ساعت 17:2 توسط "محمد و لیلا"| |

نان را از من بگیر،اگر میخواهی،

هوا را از من بگیر،اما

خنده ات را نه.

عشق من،خنده تو

در تاریکترین لحظه ها می شکفد.

نان را،هوا را،

روشنی را،بهار را،

از من بگیر

اما خنده ات را هرگز

تا چشم از

دنیا نبندم...

نوشته شده در دوشنبه دهم مرداد 1390ساعت 16:59 توسط "محمد و لیلا"| |

 

امشب

شعری نخواهم نوشت

…………. شمع را

برای تولدت روشن میکنم

و پرهایم را طواف میدهم

بر گرد آتشی که تــــو در جانم روشن کرده یی

……….. تکه خاکستر کوچک کافی است

تا پر سوخته حرمت پیدا کند.

جشن تولد توست

و من

…… بار به دنیا می آیم و خاکستر می شوم

تا راز حضور تو را بدانم.

ققنوسم من امشب!

“تولدت مبارک بهترینم"

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت 12:48 توسط "محمد و لیلا"| |

بازو به دور گردنم از مهر حلقه کن

بر آسمان بپاش شراب نگاه را

بگذار از دریچه ی چشم تو بنگرم

لبخنــــــــــد ماه را.

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم فروردین 1390ساعت 12:53 توسط "محمد و لیلا"| |

چرخ امشب که به کام دل ما خواسته گشتن

دامن وصل تو نتوان به رقیبان تو هشتن

نتوان از تو برای دل همسایه گذشتن

" شمع را باید از این خانه برون بردن و کشتن

تاکه همسایه نداند که تو در خانه مایی "

سعدی این گفت و شد از گفته خود باز پشیمان

که مریض تب عشق تو هدر گوید و هذیان

به شب تیره نهفتن نتوان ماه درخشان

" کشتن شمع چه حاجت بود از بیم رقیبان

پرتو روی تو گوید که تو در خانه مایی "

شهریار

نوشته شده در جمعه دهم دی 1389ساعت 16:11 توسط "محمد و لیلا"| |

ای سراپایت سبز

دستهایت را چون خاطره ای سوزان

در دستهای عاشق من بگذار

و لبانت را چون حسی گرم از هستی

به نوازش های لبهای عاشق من بسپار

باد ما را با خود خواهد برد.

نوشته شده در یکشنبه هفتم آذر 1389ساعت 20:6 توسط "محمد و لیلا"| |

جاده ای ساحلی می شوم

دریا باش

نفس زنده ی سرشته از آب!

جور دیگری دوستم بدار.


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 19:40 توسط "محمد و لیلا"| |

درباره ی تو چیزی نمی گویم

درباره ی خودم

ما نقطه ی صفریم بر شمال عشق

دو سطر حاشیه نویسی شده با مداد

اما درباره ی چیزی بزرگ تر از تو و بزرگ تر از من

حرف می زنم

پاک تر از تـــــو و من

عشــــــــــــق!!!

پروانه ای بهشتی که روی شانه هایمان نشست

و فراریش دادیم...


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه یکم آبان 1389ساعت 19:33 توسط "محمد و لیلا"| |

دوســـــتـــت دارم

با تو نرد عشـــــــــق نمی بازم...

Image Hosting by www.up.iranxm.com

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مهر 1389ساعت 11:37 توسط "محمد و لیلا"| |

چهره ات روی آیینه ی ساعتم حــــک شده

حفر شده روی عقربه های دقیقه شمار

ثانیه شمار

و هفته ها و ماه ها و سال ها

زمان ندارم

تو زمان منی

با تو جهان لحظه های کوچک پایان گرفته

چیزی برای من نمانده!


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم شهریور 1389ساعت 18:48 توسط "محمد و لیلا"| |

ای فصل سرخ عشق

بگذار

آبی را تجربه کنم

با حضور تو


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه نوزدهم شهریور 1389ساعت 11:22 توسط "محمد و لیلا"| |

از تهران که می گویم به دریا می رسم

از خودم از تو

از آسمان که می گویم به دریا می رسم

از دریا که فاصله می گیرم

که فراموش می کنم

که دوباره شروع می کنم

به دریا می رسم

کجای دریا نشتی دارد

که تمام رابطه های من عاشقانه می شوند

خیس می شوند و به دریا می رسند...

نوشته شده در سه شنبه دوم شهریور 1389ساعت 13:3 توسط "محمد و لیلا"| |

 

خدایا چه قدر محتاج توام

وقتی فصل اشک سر می رسد

چه قدر باید دنبال دست هات در شلوغی

خیابان های خیس بگردم؟!

 

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم تیر 1389ساعت 13:39 توسط "محمد و لیلا"| |

 

امشب تولد عشق منه

کسی که با هر نفـسش بهم زندگی رو هدیه میده...

محمـد من تــولدت مبــــــارکshine heart

نوشته شده در یکشنبه سی ام خرداد 1389ساعت 22:43 توسط "محمد و لیلا"| |

Image Hosted by Free picture image hosting at Free-Picture-Host.com


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم خرداد 1389ساعت 23:58 توسط "محمد و لیلا"|

من تو را تا آسمان ها

من تو را تا بی کران ها

از زمین تا آسمان ها

دوست دارم می پرستم

من تورا همچون اهورا

من تورا همچون مسیحا

همچون عطر پاک گلها

دوست دارم می پرستم

من تورا تا لحظه های انتظارم

عاشقم با این نگاه بیقرارم

من تورا با آنچه هستم

دوست دارم

می پرستم

Image Hosted by Free picture image hosting at Free-Picture-Host.com

محـمدم دوستت دارم تا ابد  بهونه ی زندگیم بهونه ی همه چیز...

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389ساعت 21:10 توسط "محمد و لیلا"| |

من از تو بیدار می شوم نه از خواب دیشبم

تورا می بینم میخندم ازلحظه های بودنت خرسندم

ترانه ی سپیده می شوی لب بر سکوت شبانه ام میبندم

از آسمان مشرق قلبم طلوع می کنی من بر تمام عهد های پرحرارت روز پایبندم

خورشید روشن صبحی ترانه ام

برق نگاه تو می شود بهانه ی لبخندم

عشق مهربونم تو همیشه بهترینی برام...

بیشتر از همیشه عاشقتم  محمدم

نوشته شده در دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389ساعت 15:30 توسط "محمد و لیلا"| |

 

رفتنــــت

آن قدرها که فکر می کنی

فاجعه نیست

من مثل بیدهای مجنون ایستاده می میرم...

نوشته شده در جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 22:58 توسط "محمد و لیلا"| |

Image Hosted by Free picture image hosting at Free-Picture-Host.com

چرا تــو؟

چرا فقط تو؟

هندسه ی زندگی ام را تغییر می دهی

پابرهنه به جهان کوچکم وارد می شوی

در را میبندی

و من اعتراضی نمی کنم!!
                                 چرا فقط تورا دوست دارم؟!

نوشته شده در چهارشنبه هشتم اردیبهشت 1389ساعت 21:3 توسط "محمد و لیلا"| |

     ای رویای زیبای نیمه شب هایم

در دلشوره ی آمدنت

تا خدا رفتــــــــــــــــــم...

Image Hosted by Free picture image hosting at Free-Picture-Host.com

نوشته شده در یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 18:51 توسط "محمد و لیلا"| |

Image Hosted by Free picture image hosting at Free-Picture-Host.com

در تمام زندگی

در هجوم بی کسی

یادت

تنها داستان بلـــنـد

دفتر زندگی من است.

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم فروردین 1389ساعت 18:51 توسط "محمد و لیلا"| |

Image Hosted by Free picture image hosting at Free-Picture-Host.com

دنباله ی ســکــوتم را بگیر و بیـــا

می بینی که در تـمام

کوچه پس کوچه های خلــوت سکوتم

نام زیبای تـــو

نقش بسته و طنین انداز شده...

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم فروردین 1389ساعت 22:58 توسط "محمد و لیلا"| |

 

Image Hosted by Free picture image hosting at Free-Picture-Host.com

جاری تـــــــــــر از همیشــه ام

در امــتداد لحظه ها

و منتظر یک معجزه

منتظر روزی که

شاید تمام"من"به"تــــــو"تبدیل شود...

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389ساعت 15:16 توسط "محمد و لیلا"| |

کـــمی از چشــــــــمم دور شو

تا رنگ هارا تشخیص دهــــــــم

حجم هستــــــی را ببینم

و قانع شوم که زمین گرد اســـــــت...

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم فروردین 1389ساعت 17:1 توسط "محمد و لیلا"| |

گیسوان عشــق مان بلند شده

باید کوتاهش کنیم

وگرنه مرا می کشند و تورا...

نوشته شده در جمعه سیزدهم فروردین 1389ساعت 20:54 توسط "محمد و لیلا"| |

وقتی به سفر می روی

عطرها بهانه تــــــورا می گیرند

بهانه ی کودک برای دیدن مادر

تصور کن حتی عطرها

غربـــت را حس می کنند و دوری را...

نوشته شده در چهارشنبه چهارم فروردین 1389ساعت 21:57 توسط "محمد و لیلا"| |

Design By : Night Melody